[ad_1]

از تغییرات آب و هوایی گرفته تا همه گیری مداوم و فراتر از آن ، چالش های پیش روی جهان امروز به طور فزاینده ای پیچیده و پویا هستند. با این وجود حل مسائلی از این قبیل – که عوامل اجتماعی ، محیطی ، جسمی و سیاسی را در هم می آمیزد – به رویکردهای جدیدی فراتر از طرز تفکر سنتی نیاز دارد. این امر مستلزم این است که افراد حوزه های ظاهراً مختلف دانش ، مانند هنرها و علوم را به دست بیاورند و در آن ادغام کنند. این نوع تفکر تلفیقی یا توانایی ترکیب دانش از زمینه های مختلف برای تولید راه حل های موثر و نوآورانه برای مشکلات محلی و جهانی بسیار مهم است. مطالعه ای به سرپرستی Paul A. O’Keefe ، استادیار روانشناسی در کالج Yale-News ، نشان داد که داشتن “فکر کردن در مورد افزایش علاقه” می تواند این نوع نوآوری را تحریک کند.

دانشیار پروفسور اوکیف ، که همچنین مجوز ادبیات در دانشکده بازرگانی دانشگاه ملی سنگاپور (NUS) را دارد ، در مجموعه مطالعات قبلی که مردم اعتقادات مختلفی در مورد ماهیت علاقه دارند. کسانی که رشد علاقه دارند تمایل دارند باور داشته باشند که می توان علایق را توسعه داد و پرورش داد ، در حالی که کسانی که دارای ذهنیت ثابت هستند معتقدند که منافع ذاتی هستند و به سادگی باید “پیدا شوند”. آنها در تحقیقات بنیادی خود نشان دادند که افرادی که دارای تفکر رشد هستند نسبت به کسانی که دارای تفکر ثابت هستند نسبت به زمینه های خارج از منافع اصلی خود که قبلاً وجود داشته اند بازتر هستند.

بر اساس این یافته ها ، آخرین مطالعه بررسی می کند که چگونه تفکر در مورد رشد علاقه می تواند تفکر یکپارچه را از مرزهای انضباطی سنتی هنرها و علوم تحریک کند. توسط تیمی از کالج Yale-NUS ، متشکل از دستیار O’Keefe ، همکار ارشد تحقیقات E.J. Anandita Sabherval ، Gabriel K. Ibasco و Adlin Binty Zainal ، فارغ التحصیلان Horberg و Yale-NUS ، این مطالعه جدید اخیراً در رفتار سازمانی و فرایندهای تصمیم گیری انسانی.

این مطالعه نشان داد که نحوه تفکر در مورد رشد می تواند گرایش و توانایی افراد در تولید ایده هایی را افزایش دهد که زمینه علاقه آنها (مثلاً در هنر) را با دیگری خارج از آن (مانند علوم) مرتبط کند. به عنوان مثال ، در یک کار ، به شرکت کنندگان در مطالعه دستور داده شد که با ترکیب دو یا چند برنامه دانشگاهی موجود در هنر یا علوم ، در دانشگاه رشته های جدید ایجاد کنند. این تیم پس از کدگذاری و تجزیه و تحلیل ایده هایی که ایجاد کرده اند ، دریافت که افراد دارای رشد ، در مقایسه با یک ذهنیت ثابت علاقه مند ، احتمالاً برنامه های علوم و هنر را برای ایجاد رشته های جدید مانند زبانشناسی محاسباتی بهم پیوند می دهند. – استفاده از مدل سازی رایانه ای برای درک زبان طبیعی – به جای ایجاد تخصص هایی که فقط از یکی از این زمینه ها استفاده می شود ، مانند شیمی محاسباتی – استفاده از مدل سازی رایانه ای برای درک فرآیندهای شیمیایی. این تجزیه و تحلیل همچنین ایده های یکپارچه بهتری را از افراد با تفکر رشد نشان می دهد.

دانشیار پروفسور اوکیف تأکید کرد که درک این ارتباطات می تواند پیامدهای مهمی برای سازمان ها داشته باشد. “این تحقیق راهنمایی مفیدی برای سازمانهایی است که محصولات و خدمات آنها نیاز به راه حلهای یکپارچه و خلاقانه دارند. به عنوان مثال تلفنهای هوشمند را در نظر بگیرید. نه تنها به دانش کامپیوتر و دانش مهندسی ، بلکه به درک روانشناسی و طراحی بصری برای ایجاد محصولی نیاز دارید. “هنگامی که سازمان ها افرادی را که دارای تفکر رشد هستند استخدام می کنند یا آن را در بین کارمندان خود ارتقا می دهند ، این کارمندان ممکن است ایده های ابتکاری ارائه دهند که زمینه های مختلف دانش را برای تصمیم گیری بهتر متصل می کند.” استاد پروفسور O ‘Keefe توسعه یافت.

مزایای ذهنیت رشد می تواند به افراد جویای کار نیز برسد. این یک مسئله فوری است ، زیرا بسیاری از مردم به دلیل همه گیری COVID-19 و همچنین توسعه اتوماسیون و هوش مصنوعی شغل خود را از دست می دهند. دستیار اوکیف افزود: “داشتن طرز تفکر برای رشد می تواند به افراد جویای کار کمک کند تا علایق حرفه ای خود را گسترش دهند و در زمینه های مختلف سازگارتر و بازتر شوند و برای یادگیری مهارت های جدید ابتکار عمل را داشته باشند. به عنوان مثال ، در حالی که برخی از مهندسان ممکن است خود را به نقش های فنی محدود کنند ، ممکن است مهندسی که به بازاریابی علاقه مند است مهارت ها و دانش لازم را برای استخدام یک تیم فروش از یک شرکت مهندسی بدست آورد.

علاوه بر این ، این مطالعه از منطق یادگیری بین رشته ای برای آماده سازی بهتر دانش آموزان برای آینده ای غیرقابل پیش بینی و همچنین آموزش به آنها برای متفکران انعطاف پذیر و حل کننده مشکلات پشتیبانی می کند. آموزش میان رشته ای دانش آموزان را قادر می سازد تا دانش گسترده ای را در زمینه های مختلف توسعه دهند و به آنها می آموزد تا این ایده ها را ادغام کنند. با این حال ، دانشیار پروفسور اوکیف خاطرنشان کرد که این چیزی فراتر از طراحی یک برنامه درسی بین رشته ای است. در حالی که دانشجویانی که برای رشد تلاش می کنند به احتمال زیاد از فرصتهای مختلف یادگیری که دانشگاهها ارائه می دهند ، استفاده می کنند ، اما کسانی که دارای ذهنیت ثابت هستند می توانند همچنان بر روی علایق یا “مشاغل” موجود خود ثابت بمانند و ممکن است نتوانند ببینید چگونه خارج از زمینه های دانش می توان با علایق موجود آنها ارتباط برقرار کرد. با گذشت زمان ، کسانی که دارای ذهنیت رشد هستند ، بیشتر متفکران میان رشته ای می شوند و این روند را به زندگی کاری خود منتقل می کنند و آنها را برای موفقیت در اقتصادی که به طور فزاینده ای به راه حل های نوین و میان رشته ای ارزش می دهد ، بهتر آماده می کنند.

با توجه به پتانسیل تفکر رشد ، که مورد توجه نوآوری است ، این سال مطرح می شود: آیا می توان تفکر برای رشد را پرورش داد؟ دانشیار پروفسور اوکیف گفت: “کاملاً در شرایط مناسب.” وی افزود: اگر افراد در محیطی با فرهنگی غوطه ور شوند كه این اندیشه را كه می تواند علایق رشد و توسعه یابد ، غرق شود ، می تواند تحت تأثیر قرار گیرد تا به رشد بیندیشد. علاوه بر این ، باید فرصت هایی برای افراد فراهم شود تا بر اساس اعتقاد خود به توسعه علایق جدید ، عمل كنند. بنابراین ، دانشگاه ها و سازمان ها ممکن است ، از جمله دیگران ، مایل باشند فرصت هایی را برای کشف موضوعات و فعالیت های جدید فراهم کنند ، خواه از طریق سمینارها ، دوره های انتخابی یا تسهیل همکاری بین افراد با زمینه های مختلف مورد علاقه و تجربه. “

دانشیار پروفسور اوکیف تصریح کرد: “درک اینکه علایق می توانند توسعه پیدا کنند اولین قدم است. توسعه و تقویت این طرز تفکر به زمان و یک محیط توانمند نیاز دارد. در نهایت ، می تواند باعث ایجاد تفکر غیر متعارف و تغییر بازی شود. نوآوری. “

منبع تاریخچه:

مواد تهیه شده توسط کالج Yale-NUS. توجه: مطالب را می توان از نظر سبک و طول ویرایش کرد.

[ad_2]

منبع: packge-news.ir

ایندکسر